تقديم به مولاعلي (ع)

فرارسيدن شبهاي قدر و شب ضربت خوردن حضرت علي ع را به همه شما تسليت عرض مي كنم

و از همه شما عزيزان التماس دعا دارم


سحرو مسجد و محراب و نماز

می گشاید علی, بال به سوی پرواز

 

میزند سجده به درگاه  خدای سبحان

آنکه میبرد شبانه به دوشش خرماونان

 

سجرست لحظه ی دیدار علی و زهراست

آه کوفه چراهمسر زهرا تنهاست

 

تیغ بالا رودعرش به خود می لرزد

یعنی این دنیا به خون علی می ارزد؟!

 

دست کین تیغ زهر بر سرش می کوبد

علی درخون سخن آخر خود می گوید

 

گوید او زمزمه ی فزت و رب الکبه

بشکست فرق علی زاده شده در کعبه

 

همهمه شور و نوا مسجد و محراب گرفت

چشم ان فاتج خیبر به سحر خواب گرفت

 

کوفیان شرم ندارید علی عادل بود

حق علی بود سخنان شما باطل بود

 

دلهااز سحرو ضربت ملجم خون است

من چه گویم قلم من دگر بی جون است

ياعلي (ع)





 کعبه با نام علی قوت گرفت

 شیعه ازذکرعلی شهرت گرفت

 

 تا علی در سینه است آتش چه سود

دوزخ هم ازعلی رخصت گرفت

 

گرگدایی تو بزن درب علی

هرکجاگفتی علی دستت گرفت

 

دل سرای عشق مولایم علیست

هرنفس  از عشقش حرمت گرفت

 

هرکه درراه علی ست گمگشته نیست

هرقدم در راهش همت گرفت

 

 تاعلي داري غم عالم مخور

عالم تو با علي رحمت گرفت

 

با علي باش محشرت أسان شود

هركه باشد با علي جنت گرفت

سحر

سحر بود و نماز صبح و محراب

علي  و كوفيان مانده در خواب

 

سحر بود و نواي فزت كعبه

نواي يا علي مولود كعبه

 

سحر بود و نماز نيمه كاره

علي و روي زردو فرق پاره

 

سحر بود و صداي ضرب شمشير

به دست كودكان يه كاسه ي شير

 

سحر بود وعلي و بستر مرگ

جفاي كوفيان بي دل و رنگ

 

سحر بود رخ أغشته بر خون

صداي بغض مادرهاي محزون

 

سحر بود وفغان و اشك زينب

سكوت خانه و بغض هاي بر لب

 

سحر بود وعلي و چشم زهرا

وداع أخر و أغوش  زهرا