تقديم به مولاعلي (ع)
و از همه شما عزيزان التماس دعا دارم


سحرو مسجد و محراب و نماز
می گشاید علی, بال به سوی پرواز
میزند سجده به درگاه خدای سبحان
آنکه میبرد شبانه به دوشش خرماونان
سجرست لحظه ی دیدار علی و زهراست
آه کوفه چراهمسر زهرا تنهاست
تیغ بالا رودعرش به خود می لرزد
یعنی این دنیا به خون علی می ارزد؟!
دست کین تیغ زهر بر سرش می کوبد
علی درخون سخن آخر خود می گوید
گوید او زمزمه ی فزت و رب الکبه
بشکست فرق علی زاده شده در کعبه
همهمه شور و نوا مسجد و محراب گرفت
چشم ان فاتج خیبر به سحر خواب گرفت
کوفیان شرم ندارید علی عادل بود
حق علی بود سخنان شما باطل بود
دلهااز سحرو ضربت ملجم خون است
من چه گویم قلم من دگر بی جون است

